تبليغاتX
نوشته هایه سوخته ی من





















نوشته هایه سوخته ی من

هیچ وقت نمیگم دوستت دارم خودت بدون عاشقتم

خدایا مرا به ابتذال ارامش و خوشبختی مکشان

اضطراب های بزرگ و غم های ارجمند و حیرت های عظین را به روحم عطا کن

لذن ها را به بندگان حقیرت بخش و دردهای عزیز را بر جانم ریز

خدایا به من توفیق تلاش در شکست

صبر در نومیدی رفتن بی هموار

جهاد بی سلاح کار بی پاداش

فداکاری در سکوت دین بی دنیا

مذهب بی عوام عظمت بی نام

خدمت بی نان  ایمان بی ریا

تنهایی در انبوه جمعیت

و دوست داشتن بی نکه دوستم بدارند

 روزی کن

+نوشته شده در چهارشنبه 1388/08/13ساعت16:32توسط پریناز | |

When you are a lone think to  a bout things that  are your life every

 Every Where you  want think to a bout why you want them

And

Every time you  be love think to this that you whay be love

What your love

And

you arrived to this ......that you are mankind

And

 you  are  it selfe  to love

+نوشته شده در جمعه 1388/03/29ساعت15:0توسط پریناز | |

**پروانه به دور شمع چرخید و بال و پرش سوخت/بیچاره از این عشق فقط سوختن اموخت

**پاکدل باش تا دلها را پروانه ی خود کنی

**اگر ماه بودم به هر کجا که بودم سراغ تو را از خدا میگرفتم/اگر سنگ بودم به هر کجا که بودم سر رهگذار توجا میگرفتم/

اگر ماه بودی به صد ناز شاید شبی بر لب بام ما مینشستی/و اگر سنگ بودی به هر کجا که بودی مرا می شکستی

**در ساحل محبت کلمه ای که لایق  تو باشد نیافتم امیدوارم زیر سایه پروردگار قشنگ ترین لحظه هایت را سپری کنی و هرگز لحظاتت رنگ غم نگیرند

**گل بگو تا بهترین گل ها تقدیم تو باشد

**در میان رو یاترین  رویاهایم دنبال رویایی میگردم  که مرا به رویاهایم برسد

**از تو ای دوست دلم غافل نیست/این که در قلب من است تو هستی دل نیست

**از دیروز که گذشت هیچ  از او یاد مکن /فردا که نیامده است فریاد مکن/بر نامده و گذشته بنیاد مکن/حالی خوش باش عمر بر باد مکن

**تا وقتی که خورشید و ماه در اسمانند و به من فرصت نفس کشیدن را میدهند و قدرتی را میبخشند تا قلبم به امید رسیدن به تو ضربان خود را ادامه دهند و برای تو  دیدن تو بتپد

**تو را گر ز حال من خبر نیست/مرا غاز عق تو هرگز حذر نیست/قسم به موج دریا که جز فکر توام فکر دگر نیست

**هزاران گل سرخ سلام همراه قلب بی قرارم تقدیم به توکه یادت در فکرم  عشقت در قلبم و عطر تو در میان لحظات زندگی ام جاری است

**زندگی انقدر عجیب نیس که شما تصور کنید ان قدر عجیب است که نمیتوانید تصور کنید

**هدیه ای برای تو دارم قبل از این که بیای پایین عددی انتخاب کن1.2.3.4.5 ولی خواهش میکنم از هدیه ای که انتخاب میکنی

مواظبت کن.1-قلبم.2-روحم.3-جانم.4-چشمم.5-عشقم

**پرسید به خاطر چه زنده هستی؟ با این که دلم فریاد میزد به خاطر تو با یه بغض غمگین گفتم به خاطر هیچ

ازش پرسیدم تو به خاطر چه زنده هستی؟در حالی که اشک در چشمانش جمع شده بود گفت به خاطر کسی که به خاطر هیچ زنده است

**اندازه نگه دار که اندازه نکوست/ هم لایق دشمن است هم لایق دوست

**عشق یعنی چون خورشید تابیدن بر شب های دوست/ چون برف ذوب شدن بر غم های دوست

**کاش یادم نرود روی ان نقطه ی پررنگ  بزرگ/بین بی باوری ادم ها یک نفر میخواهد با تو همراه شود/نکند کنج هیاهو بروم از یادت

**سلام نازنین باز نامه دادم نمیره قصه عشقت  زیادم/نشستی کنار این دل من/نرنجیدی ز حرفای دل من

**مثل قناری هر شب هوایت  میکنم/ اسمان کوچکی دارم ان هم فدایت میکنم

**هنوزم اگر تو شب هات ماه و داری/ من اون ماه و دادم به تو یادگاری

 

 

+نوشته شده در پنجشنبه 1388/03/21ساعت16:11توسط پریناز | |

 وقتی که سپیده دم با بیم و هراس دریچه ی کاخ جادوی خود را بر روی خورشید بامدادی میگشاید مرا به یاد اور

وقتی که شب غرق در رویایی دور و دراز دامن کشان  زیر حجاب سیمین خویش میگذرد از من یاد کن.......

هنگامی که نزدیکی  لحظه ی وصل  دل در سینه ات به تپش در ارد و سایه  روشن  و سایه روشن غروب ترا

 به رویای دلپذیر بر شامگاهان  دعوت کند گوش به سوی جنگل فرادار تا بشنوی که صدایی اهسته زمزمه میکند:

مرا بیاد اور.......مرا به یاد اور.....

دلدار من تا وقتی که دل در برم بتپد قلب من به تو خواهد گفت: مرا به یاد بیاور

زمانی که دل شکسته ی من برای همیشه در زیر خاک سرد ارمیده باشدو بوته ی گلی دور از گلهای دیگر

ارام ارام بر روی گور من بشکفد مرا به یاد اور

مرا به یاد بیاور ان روز دیگر از من نشانی در جهان نخواهد  بود اما روح جاودانی من همچون دوستی وفادار

 به نزد تو خواهد امد و در خاموشی شب اهسته در گوشت خواهد گفت:

مرا به یاد اور.........مرا به یاد اور......

+نوشته شده در پنجشنبه 1388/03/21ساعت15:58توسط پریناز | |

نگاه  کن که غم درون دیده ام

چگونه قطره قطره اب میشود

چگونه سایه ی سیاه سرکشم

اسیر دست افتاب میشود

نگاه کن

تمام هستیم خراب میشود

شراره ای مرا به کام خود میکشد

مرا به اوج میبرد

مرا به دام میکشد

نگاه کن

تمام اسمان من

پر از شهاب میشود

تو امدی زدورها و دورها

زسرزمین عطر ها و نورها

نشانده ای مرا کنون به زورقی

ز عاج ها زابر ها بلور ها

مرا ببر امید دلنواز من

ببر به شهر شعر ها و شورها

به راه  پر ستاره میکشانیم

فراتر از ستاره مینشانیم

نگاه کن

من از ستاره سوختم

لبالب از از ستارگان  تب شدم

چو ماهیان سرخ رنگ ساده دل

ستاره چین برکه های شب شدم

چه دور بود پیش از این زمین ما

به  این کبود غرفه های اسمان

کنون دوباره به گوش من میرسد

صدای تو

صدای بال برفی فرشتگان

نگاه کن که من کجا رسیده ام

به کهکشان  به بیکران  به جاودان

کنون که  امدیم تا به اوجها

مرا بشوی با شراب موجها

مرا بپیچ در حریر بوسه ات

مرا بخوان در شبان دیر پا

مرا دگر رها مکن

مرا از این ستاره ها جدا مکن

نگاه کن که موم شب  براه ما

چگونه قطره قطره اب میشود

صراحی سیاه دیدگان من

به لای لای گرم تو

لبالب از شراب خواب میشود

به روی گاهواره های شعر من

نگاه کن

تو میدمی و افتاب میشود

فروغ فرخزاد

+نوشته شده در چهارشنبه 1388/02/09ساعت19:5توسط پریناز | |

میخوام همه ستاره ها بیان بشینن رو زمین

تو بشی تاج سره من اونا برات بشن نگین

ستاره فرشت میکنم ماه و چراغ خونتون

تورو خدا امشب نرو امشبو پیشه من بمون

سردی  برف و بارونه   نبودنو   ندیدنت

خورشیدو تاریک میکنه تو زندگیم خندیدنت

این همه عاشقونه  رو  کی  به  تو  داده نازنین

این همه عاشق کی داره تو کوچه پس کوچه کمین

تنت چه رویایی شده برای شب تا به سحر

غمت چه دنیایی شده برم از اینکه بی خبر

صدات چه غوغایی شده تو گوش دیوونه دلم

همین روزاس از عشق تو از دیارتون برم

چه بی صداس شکستنه این همه احساسه غریب

اون که دلم دوسش داره رفتو نگاهمو ندید

رقصای پروانه و شمع که این روزا قدیمیه

رقص ستاره های روز تو خونه ها رو چینیه

تو که تو روز و  شب من ستاره و ماه منی

یه بار بگو دوسم داری یه بار بگو ماله منی

 

+نوشته شده در چهارشنبه 1388/02/09ساعت11:2توسط پریناز | |

مرور خاطرات

 در هجای رفتنت

دل به هیچ واژه ای نبستم

باز هم فقط توئی

که میپرستمت

گر چه در مرور خاطرات تو

حسی از حضور ناب دوست داشتن

در خطوط قلب اسمانیت ندیده ام

ولی من از

عاشقانه ها ی بودنت

باوری نخواستم

غیر مهربانی قشنگ چشمهای تو

خنده های نگاه اشنای تو

 

 

شایا

+نوشته شده در چهارشنبه 1388/02/09ساعت10:55توسط پریناز | |

 ای رفیق نیمه راهم             به سلامت سفر تو

      سفرت به خیر عزیزم        نبینم هیچ وقت غمت رو

         تو به من طعنه زدی             رفتی بی من جازدی

    حالا این شعرای منو          ببین چه ساده میشنوی

         میتونم بی تو بمونم          موندنم بی تو محال نیس

        توی دنیای دو رنگی        غیر ممکن غیر ممکن نیس

             سلام داغ منرو               برسون به اون رقیبم

             بدون تو این غریبا            بخدا منم غریبم

                 قافیه های شعرام             هر چی کنم جور نمیشه

                 فدای تو شعر ماله تو            ردیف و قافیه چیه؟!

                   تو خودت یه شعر نابی           از غزل غزل گریستن

                         توی تنهایی شبهام             معنی خوب یه بودن

                      گریه هام پیشکش چشمات        میخورم همه غمت رو

                            دل سوزوندن کار تو شد        اشکال نداره عزیزم توهم برو

+نوشته شده در چهارشنبه 1388/02/09ساعت10:53توسط پریناز | |

سلام دوستان عزیز

بعد از حدوده یه ماه باز برگشتم  ببخشید وقت نداشتم بیام اپ کنم

ولی اینبار دسته پر اومدم با کارای خودم اون قبلیه هم از خودم بود

 ولی طرحش و ملودیش از اهنگ ایس بویزه حالا کارایه دیگه ای هم دارم

که به انتقادا و نظرایه خوشگل و مهربونانه ی شما دوستان گل هم نیاز داره

راستی  عید باستانی رو هم پساپس تبریک میگم

به هرحال ماهی رو هر وقت از اب بگیری تازس منم بعد از عید این اولین اپمه

دنیا را برایتان شاد و شادی را برایتان دنیا دنیا ارزومندم

 

+نوشته شده در یکشنبه 1388/02/06ساعت10:57توسط پریناز | |

شب ساکت از حضورت شب مهمونی اخر

تو منو گذاشتی رفتی برو عشقم به سلامت

توئی اون گمشده ی من تویه جاده های تاریک

منم اون همسفره تو تویه جاده های باریک

حالا من موندم و عشقم که اونم عمری نداره

بیا برگرد و بمون که دلم طاقت نداره

توی کوچه های تاریک دارم دنبالت میگردم

تو بیا ای نازنینم بی تو من خالی و سردم

بغض ساز خاطراتت منو از دلم جدا کرد

دلمو شکوندو برد و تا همیشه بی صدا کرد

بغض خفته ی گلومو خفه تر کرد توی سینه

میدونم خدا میخوادش سرنوشت من همینه

حالا من موندم و اشکام  یه شب پر از ستاره

حتی توی خواب من هم نمیای تو ای ستاره

شب تاریک بی مهتاب تا سحر جون میبازه

چشمای خیس من انگار تا سحر میخواد بباره

+نوشته شده در یکشنبه 1388/02/06ساعت10:32توسط پریناز | |

+نوشته شده در سه شنبه 1387/12/20ساعت17:5توسط پریناز | |

+نوشته شده در سه شنبه 1387/12/20ساعت17:4توسط پریناز | |

سلام دوستان

بازم من اومدم ای کاش برا تبریک میومدم ولی چی کار کنم که مجبورم برا عرض تسلیت بیامو ....

تارا جان ابجیه خوشگلم دوسته خوبم نمیدونم چجوری باهات ابرازه همدردی کنم

به خدا نمیدونم

فقط اینو میدونم این دنیا سرای باقی نیس

همه باید برن بازم بهت تسلیت میگم امیدوارم دیگه ایندفعه غم اخرت باشه

غمه از دست دادن عزیزا خیلی سخته خیلی اونم پدر بزرگ...عمه...و دختر عمه

به تو و خونواده عزیزت به مامانه مهربونت تسلیت میگم عزیزم

میتونی رومن حساب کنی گلم

من همه جوره در خدمتتم

امیدوارم تا عید و بعد اون و هیچ وقته دیگه هیچ غمی برا هیچکی پیش نیاد

+نوشته شده در دوشنبه 1387/12/19ساعت18:52توسط پریناز | |

هر شب مشق هایم را با این عنوان اغاز میکردم

 

 

                 به نام انکه اگر حکم کند همه محکومیم

 

مینوشتم از حکم و حکومی و محکومیت

 

از حکومت عشق و محکومیت به دلدادگی و حکم به جدایی

 

نمیدانم کدامین قاضی اغاز عشق و دلدادگی را با جدایی به سرانجام میرساند

 

خوب با خودم میگویم قضات برای جدایی اند جدایی دو خسته ولی کدامین قاضی

 

 به کدامین گناه برای دو دلداده عاشق و خسته این حکم را میبرد این انصاف نیست

 

مینوشتم از روزهایه خاکستری و بر باد رفته از روزهایه مهتابی و شبهای افتابی

 

مینوشتم از تنافض و تضاد.از سوز وساز روزگار که با هر نوایش باید رقصید

 

مینوشتم

 از درد که از هر طرف که بنویسی باز هم درد است

 

از دل پر از دله پره از خالی از همه چیزو به انها فکر میکردم.

 

چقدر تناقض بینرویاها و واقعیت وجود  دارد.

 

از خواب میپرم و مینویسم از رویاهایم که رویایند و بس.چشمانم را به روی

 

واقعیت میبندم

 

تا رویاهایم را خط خطی نکنند.

 

مینوشتم از هزار و یک حرف ناگفته هزاران نامه ی پست نشده و از بغض خیسی

 

که با جاری کردن

 

باریکه ی اشک خودنمایی میکنند

 

از نافرجام بودن یک قصه از پیروزیه جدایی بر پیوند و در اخر مینوشتم از خودم 

 

و از خودم

 

نوشتم و نوشتم و نوشتم و باز هم نوشتم از همه چیزو هیچ چیز از همه کسو هیچ

 

کس و در اخر از خدا

 

 و تنها بودنش از یگانه بودنش از غریبنوازیه اشنایانه غریبه .

 

از پروانه های زیبا که پس از درامدن از پیله و پریدن به جرم هیچ چیز باید بمیرند

 

پروانه! چقدر زیباست این موجوده کوته عمر که به دور معشوقه اش میچرخد

 

میچرخدو میچرخد

 

میسوزد ومیسوزدو میسوزد ودر اخر فقط یک بار میمیرد وشمع در حسرت

 

دیدارش یا از اهه

 

این عاشقه دیوانه اب میشود و اب میشود و اخر خاموش میشود

 

دگر از هیچ چیز نمینویسم و انتهایش را اینچنین به پایان میرسانم

 

 

اگر میخواستم مجازاتت کنم  مجبورت میکردم همانقدر که دوستت

 

دارم

 

 دوستم داشته باشی

 

 

و ستاره ها می امدند و مشق عشقم را خط میزنند و نمره میدهند

 

+نوشته شده در یکشنبه 1387/12/18ساعت20:46توسط پریناز | |

شب میلاد تو ای یار!مرا-شب غمگینی بود

 

خانه با یاده تو از گل لبریز

 

همه جا پرتو ی لرزنده ی شمع

 

دوستانت همه شاد

 

عاشقانت همه جمع

 

لیک در جمع عزیزان

 

تو نبودی افسوس

 

همه با یاده تو در طیف نور

 

خانه در گل مستور

 

همه جا شعله ی نور

 

یاده شیرین تو در موج نشاط

 

عکس زیبای تو در جام بلور

 

لیک در جمع عزیزان

 

تو نبودی افسوس

 

همه با یاده تو خندان بودند

 

و من خانه به طوفان داده

 

در میان همه گریان بودم

 

شمع همراه دل من میسوخت

 

و کسی اگه از این راز نبود

 

چه کنم؟بی تو دره شادی ها

 

بر دلم باز نبود

 

شمع هم گریان بود

 

لیکن ای معنی عشق!

 

اشک دلداده کجا

 

من کجا به دله تنگ

 

شادی جمع کجا

 

چه شب تلخی بود

 

شب تنهایی من

 

من که در بستر غم ها بودم

 

من که از اشک غریبانه

 

چو دریا بودم

 

تو ندانی که چه تنها بودم

 

ای کاش میدانستی

 

شب میلاد عزیزانت ای یار

 

من به اندازه ی چشمان همه مردمه شهر

 

گریه کردم در خویش

 

گریه ام بدرقه ی راهت باد

 

شب میلاده تو من بودم و اشک

 

من که از اشک غریبانه

 

 چو دریا بودم

 

اه ای معنیه عشق!

 

 تو ندانی که چه تنها بودم

 

+نوشته شده در شنبه 1387/12/17ساعت19:44توسط پریناز | |

از خدا پرسيدم:خدايا چطور مي توان بهتر زندگي کرد؟ خدا جوب

داد:گذشته ات را بدون هيچ تاسفي بپذير،با اعتماد زمان حال ات را

بگذران و بدون ترس براي آينده آماده شو.ايمان را نگهدار و ترس را به

گوشه اي انداز .شک هايت را باور نکن و هيچگاه به باورهايت شک

نکن.زندگي شگفت انگيز است فقط اگربداني که چطور زندگي کني

 

یه یادگاری از اقا فرید(انتظار خورشید)که دلم نیومد نزارمش تا شما هم

بهره بگیرید۰ممنون اقا فرید

+نوشته شده در شنبه 1387/12/17ساعت19:42توسط پریناز | |

هم شعر هم ترانه چه زیبا سروده ای

                    چیزی   شبیه  درد  دل  ما سروده ای

یک نغمه یا که گوشه ای از درد من نبود

                   گویی  مرا   ز  درد    سراپا   سروده ای

امشب  درون خود به تفکر نشسته ام

                   شعری  برای  این  دل  تنها  سروده ای؟

هرجا که می روم غم تنهاییم ز پی

                 ما خود سروده ایم  چه بی جا سروده ای!

این قصه های کهنه به دردم گواه نیست

                   اینها    برای    مردم   دنیا     سروده ای

شعری بگو که خنجرش از پشت می خورد

                  شعری که تشنه  بر لب  دریا سروده ای

شعری بگو که غصه ی من مو به مو در آن

                   روشن  نه  با اشاره و ایما سروده ای

امروز  اعتماد  من  آسان  شکسته اند

                 شعر از  برای  مردم  فردا   سروده ای؟

نغزی  بجان   رسید ولی  آرزو نکرد

                 از  منشیان   دفتر    بالا    سروده ای

                 

+نوشته شده در شنبه 1387/12/17ساعت15:29توسط پریناز | |

Where ever  you are with me

            I am happy

 

 

هر کجا تو با منی خوشحالم

+نوشته شده در شنبه 1387/12/17ساعت15:27توسط پریناز | |

خدا جونم تو پاکی وقتی بندت گناه میکنه تو شرمنده میشی  تو

 

بخشنده ای

 

خدا جونم  اینکه من تورو دوست دارم دوستم داری با اینکه تو

 

بی نیاز منی حالا من چجوری دوست نداشته باشم که تو منو

 

دوست نداشته باشی

 

خدا جونمن غریبم و یاد تو هم غریبه و من با یاد تو اروم 

 

گرفتم چون که غریب با غریب الفت میگیره و اروم میشه

 

 

خدای من از بهترین داده هات  مهربونیه تویه خداونده و قشنگ

 

ترین حرفا از زبون این بنده گناهکار ستایش توست و و دوست

 

داشتنی ترین وقت ها برای این بنده ی بیچاره گناهکار دیدار

 

توست

 

خدای خوبم من لیاقت بهشتو ندارم طاقت جهنم هم ندارم حالا

 

بخشندگی و مهربونی با توست

 

خدا جونم اگه فردا گفتن چی اوردی؟ چی بگم؟!! میگم خداوندا

 

از زندان موهایه پریشون و شلخته ولباسی فرسوده و کهنه و

 

دنیایی از غم و خجالت مرا بیرون بیار . منو پاک کن و لباسی

 

پاک از جنس خودت بفرست و نپرس از من از اونچه  که تو

 

رو ازرده خاطر میکنه

+نوشته شده در دوشنبه 1387/12/12ساعت20:26توسط پریناز | |

سلام دوستان

 

از اینکه به خونه سوت و کور من سرزدید ممنون

 

اول از همه به تارای عزیزم تسلیت میگم امیدوارم غم اخرت باشه گلم

 

کار این زمونه همینجوریه تا میبینی یکی رو دوس داری زود ازت جدا میکنه خیلی بی رحمه خیلی

 

امیدوارم خدا به شما و خانواده داغ دیده صبری عظیم عنایت کنه درکت میکنم عزیزم میدونم چی میکشی به

 

وبلاگتن سر زدم خیلی متاثر کننده بود من یکی اروم نموندم وقتی به خودم اومدم که صورتم خیسه خیس از

 

 اشک بود به هر حال امیدوارم دیگه غم نبینی گلم

 

دوم اینکه بازم از تارایه عزیزم تشکر میکنم به خاطر سروسامونی که به این خونه سوت و کور داد و

 

تحولاتی که درش ایجاد کرد امیدوارم بتونم جبران کنم

 

سوم از ملیحه ی عزیز و تمام دوستانی که لطف کردن اومدن نظر دادن تشکر میکنم از اقا بهنام ال فور- اقا

 

سیاوش وهم اسمیه خوشگلم پری ناز عزیز از داداش بهنام عزیز وهمچنین از بقیه دوستان که زحمت کشیدن و

 

تشریف اوردن اگه جسارتی کردمو اسماشونو نیاوردم به مهربونی و بزرگیه خودشون ببخشن اخه خیلی

 

مهربونن به خدا

 

چهارم اینکه از همه دوستان عزیزم التماس دعا دارم اخه بازم عمو علی اکبر حالش بد شده بردنش سی سی یو

 

بیچاره تازه به بخش اومده بودا ولی بازم حالش بد شد به هر حال از همتون التماس دعا دارم  خیلی خیلی

 

محتاج دعاتون هستیم ما که خودمون یه ماهه یه روز وشب خوش نداریم بیچاره مامانم یه پاش خونس یه پاش

 

بیمارستان

 

هر چی میخوام از حالت دپسردگی بیام بیرون نمیشه اصلا موقعیت جوری نیس که بخوام اکتیو شم  اگه پستام

 

باعث دپرسیتون  میشه بازم به مهربونی خودتون ببخشین اخه اگه اینارو اینجا هم نگم دیگه میترکم

 

ببخشید سرتونو درد اوردم و چشمایه خوشگلتونو ازار دادم بازم پست میکنم

 

التماس 2عا

یا حق

+نوشته شده در دوشنبه 1387/12/12ساعت20:8توسط پریناز | |

من به چشمانم می اموزم که تنها زیبایی ها را ببیند

 

من به زبانم می اموزم که فقط زمانی انتقاد کند که راهی دیگر برای اصلاح امور وجود نداشته باشد

 

من به دستانم می اموزم تا نوازش بر سره انسانها حیوان ها گیاهان و اشیا را یاد بگیرند

 

من به پاهایم می اموزم از جایی عبور نکنند و به جایی بروند که شاهرایی برای سعادت و تکامل باشد

 

من به قلبم می اموزم  برای کسی بتپد که لایق عشق من باشد

 

من به گوش هایم میاموزم که تنها جملات مثبت را بشنوند تا از منفی بافی ها و کینه ها دور باشم

 

من به خود می اموزم که خود میتوانم معلم خود باشم به شرط انکه هر انچه را که میاموزم به نفع خود تمام کنم

 

من به دلم می اموزم که ارام و دریایی باشد تا بتوانم دیگران را در قطرات عشقم سهیم سازم

 

من به روحم می اموزم که خدایی باشد تا بتوانم سخاوت صداقت ایمان عشق خلوص پاکی نجات زیبایی و لطافت را به خود و دیگران تقدیم کنم

 

من به خود می اموزم چرا که من اموزگار خویشم

+نوشته شده در یکشنبه 1387/12/04ساعت14:54توسط پریناز | |

*تو به من بگو زشت  من به  تو میگم زیبا

 

بزار هر دو به هم دروغ گفته باشیم

 

 

*غضنفر سرطان میگیره هر کی میاد عیادتش میگه من ایدز دارم

 

زنش میگه مرد چرا دروغ میگی؟! میگه  میخوام بعد از مرگم هیچکی باهات ازدواج نکنه

 

 

*وقتی گفتی اندازه برگ درخت سیبه تو حیاطمون دوستت دارم

 

اونقدر خوشحال شدم که یادم رفت  زمستونه

 

 

*از دسته زمانه دائم باید تیر بخوری

 

دائم غمه ناگزیر باید بخوری 

 

صد مرتبه گفتم عاشقی کار تو نیست

 

بچه هنوز شیر باید بوخوری

 

 

 

**من ساده و بیرنگم  من عاشقه دلتنگم

 

صد بار بزنگ و قطع کن  من عاشقه تک زنگم

                                                             سارا 

 

 

 

رفیق فقط کلاغ  نه بخاطر سیاهیش  به خاطره یه رنگیش

 

معرفت فقط معرفت کرم نه به خاطره کرم بودنش به خاطره خاکی بودنش

 

صفا فقط صفایه مورچه که هر وقت گریه کرد هیچ کس اشکشو ندید

 

یه رنگی فقط یه رنگیه دیوار که هر چی مردو نامرده بهش تکیه میکنن

 

 

 

*یک خبر تاسف باری ه دستمون رسید دو تا …. شیرجه میزنن تو اب

 

میگن هر کی زودتر سرشو اود بیرون اون باید شام بده  هنوز جسد هیچ کدومشون پیدا نشده

 

 

 

*ساده بودم که تورا ساده تجسم کردم  لبخند تورا با گریه تبسم کردم

 

 

*من تازه فهمیدم تو تنها کسی هستی که مرا در جاده هایه پر پیچ و خم زندگی

 

تنهام نمیزاری و میشه بهت اعتماد کرد   ازت ممنونم لاستیکه دنا

 

 

*چشمامو رو هم میزارمو……..چیه  فکر کردی تو رو به یادم میارم؟

 

نه بابا میگیرم میخوابم

 

 

 

*یک زن و شوهر بر اثر گاز گرفتگی جان باختند  شهروندان محترم

تا وقتی بوس هست گاز چرا؟

 

                                این اس ام اسو گذاشتم تا یه نفرو ذوق زده کنم

 

 

*از پزشک قانونی زنگ زدن به ..... گفتن بابات مرده

 

میگه چرا راستشو نمیگین چه بلایی سره بابام اومده

 

 

 

*شش ماه زندونی بی ملاقاتی عرق و ابجو با هم قاطی  فکر نکنی ما لاتیم

 

ما فقط خاطر خواتیم

 

 

 

*بودنت یه جور نبودنت یه جور  تو این دنیایه جورواجور

 

دوستت دارم ناجور

 

 

 

*نبودن هیچ گاه به تلخیه فراموش کردن یک بودن نیست

 

 

 

*زندگی دو چیز به من اموخت که هیچ کدون هیچ  ربطی به تو نداره

 

 

*دوصط دارم عز سمیمه غلب  بی صواطم ولی دل که دارم

 

 

*علم ثابت کرده شکر تو اب حل میشه پس زیر بارون نرو چون شیرین ترین دوستمی

 

*دانی که چرا ز میوه ها سیب نکوست

 

نیمی رخ عاشقی است نیمی رخ دوست

 

 

*بیشتر نوابغ از دینا رفتن ابن سینا فارابی   انیشتین

 

منم که حال خوشی ندارم

 

 

 

*یه گاوه میره کلاس  زبان انگلیسی  از فرداش میگهwe  we 

 

 

*تو را دوست دارم به وسعت یک قلب  در مجذور یک عشق

 

به اضافه ی محبت منهایه کینه و نفرت در برابر جان

 

 

 

*نمیدانم چرا با انکه میدانم از ان من نخواهی شد

 

ولی با تارو پوده جان برایت خانه میسازم

 

 

 

*خدایا دوست بدار انانی را که دوستمان دارند و نمیدانیم

 

وسلامت بدار انانی را که دوستشان داریم و نمیدانند

 

 

 

*سعی کن هیچ وقت حسرت چیزایی رو مثله تیپ

 

و زیبایی خوبی و کلاس بالا رو نخوری حالا مگه  من

 

همه ی اینا رو دارم چی کار کردم

 

 

*گاهی  اوقات از نردبون میری بالا تا دستایه خدا رو بگیری

 

غافل از اینکه خدا اون پایین وایساده و نردبونو گرفته تا تو نیفتی

 

 

 

*نمی دانم تا کدامین طلوع  خواهم ماند  یا در کدامین غروب  خواهم رفت

 

ولی دوست دارم تا اخرین لحظه تو رو سره کار بزارم

 

 

*میشه یه عکستو برام بفرستی اخه میخوام ورق بازی کنم تک دلم گمشده

 

 

 

 

این پست به کمکه  سارا جان اپیده شد  بازم اگه تکراری بود به مهربونیه خودتون ببخشین

 

اگه در مواقعی به جایه اسم اشخاص یا شهری نقطه چین گذاشته شده بود خودتون پرش کنین

 

چون دلم نیومد بگمشون چون یه نوع غیبت به حساب میاد ( حالا نگید این چقد جانماز اب میکشه ) سعیده و شبنم و ندا هم کمکم کردن 

 

ازشون ممنونم

 

 

 

 

 

+نوشته شده در جمعه 1387/12/02ساعت14:3توسط پریناز | |

*اگر روزی تهدیدت کردند بدان در برارت ناتوانند

  

  اگر روزی خیانت دیدی بدان قیمتت بالاست

 

اگرروزی ترکت کردند بدان با تو بودن لیاقت میخواهد

 

 

 

**** خیلی ها نفرین میکنن ... تلافی میکنن... اما  نه .....نفرین من ... الهی اونی که دوستش

 

داری هیچ وقت تنهات نزاره...تلافی....میرم تا به اون برسی...... سره راهت

 

نباشم...راستی!قده من دوستت داره؟!!

 

 

 

*شبیه برگه پاییزی پس از تو قسمته  بادم

 

خداحافظ ولی هرگز نخواهی رفت از یادم

 

 خداحافظ و این یعنی در اندوه تو میمیرم

 

 در این تنهایی مطلق که میبندد به زنجیرم

 

 

 

** زندگی به من اموخت چگونه گریه کنم اما گریه به من نیاموخت چگونه زنگی کنم

 

    تو نیز اموختی چگونه دوست بدارم اما به من نیاموختی چگونه تو را فراموش کنم

 

 

 

*بر خاک بخواب نازنین  تختی نیس  

 

        اواره شدن حکایت تلخی نیس

 

      از پاکی اشک های خود دریافتم

 

    لبخند همیشه رازه خوشبختی نیس

 

 

 

 

*هرگز برای عاشق شدن به دنبال  باران و بهار وبابونه نباش

 

گاهی در انتهای خارهای یک کاکتوس به غنچه ای میرسی  که ماه را بر لبانت مینشاند

 

 

*اگر دنیا پر از عشق نباشه  تو این دنیا دل صادق نباشه

 

همون بهتر که این دنیا نباشه زمین و اسمون یکجا فنا شه

 

 

 

**چه ساده با گریستن خود زاده میشویم

 

و چه ساده با گریستن دیگران ازدنیا می رویم

 

و میا ن این دو سادگی معمایی میسازیم به نام زندگی

 

 

 

*من بی پناهم تو بی گناهی دل به تو دادم چه اشتباهی

 

   از تو کشیدم یه کبوتر  نقاشی ام را بگذارو بگذر

 

تو این نبودی من بد کشیدم  اخه دلت رو هرگز ندیدم

 

تو بی گناهی من بی پناهم ایمن بمان تو از اشک و اهم

 

 

*تو مثله راز بهاری  من رنگ زمستانم

 

چگونه دل اسیرت شد  قسم به شب نمیدانم

 

 

*عشق من تو باش نه برای اینکه در این دنیای بزرگ تنها نباشم

 

   تو باش برا تا در این دنیا ی بزرگ  تنهاییم   تنها ترین    باشی

 

 

 

 

 

 

 

عزیزان این اسم اس ها به سفارش پارازیت گذاشته شده که عاشقونه های من هستن ولی انواع

 

دیگه ی  اس ام اس هم دارم که انشالله در پست های بعدی براتون میزارم  اگه تکراریه به

 

بزرگیه خودتون ببخشین ولی اگه نیس به قوله یارو گفتنی برو حالشو ببر  فعلا اینارو داشته

 

داشته باشین تا بقیشون تو پسته بعدی سند کنم بیاد

+نوشته شده در جمعه 1387/12/02ساعت11:55توسط پریناز | |

  خدایا

چون ماهیان که از عمق و عظمت دریا بی خبرند

   عظمت و ژرفای عشق  تو را نمی شناسم

   فقط میدانم که معبود این دل خسته هستی

                   اگر دیده از من بگیری

                                               خواهم مرد

 این پست به سفارشه جناب پارازیت گذاشته شده از پارازیت ممنون که  کمکم کرد تا یه پسته درست و حسابی درس  کنم

       

+نوشته شده در پنجشنبه 1387/12/01ساعت11:5توسط پریناز | |

I was looking at a photograph

Taken in a garden long before the aside

And out on this world

There were old tree and feel

All of them gone forever

 

 And there were lovelys that walk together

Stand in the same place where  I am today

Nothing has changed-but you know

That time is moving like a river

It can only be love forever

 

We shine on brighter than the sun

Live for every moment,before the moments for you

We shine on you and me tonight

Way cross the univers

Burning  like a fair in the your love

 

There are those who can never cross

The space between you andI

When thay  are lovely

We must say all the worlds that should be love

Before they are  lost forever

 

And I was looking  at a photograph

Taken from us way above the skies

And we.ve  got to learn

We must be here a garden for our future

When we are gone forever  

 

شعر سانسور شده ی کریستی برگ از اهنگ THE SHINE با تلخیص و تخلص از خودم

+نوشته شده در دوشنبه 1387/11/28ساعت20:3توسط پریناز | |

My heart never knew 

          Loneliness        

Until you went  away

I,m missing  you. 

 

+نوشته شده در دوشنبه 1387/11/28ساعت20:2توسط پریناز | |

             شبی از پشت  یک تنهایی نمناک و بارانی

              تو را با لهجه ی گلهای نیلوفر صدا کردم

 تمام شب برای با طراوت ماندن باغ قشنگ ارزوهایت دعا کردم

     پس از یک جستجویه نقره ای در کوچه های ابی احساس

              تو را از بین گلهایی که در تنهاییم رویید

                         با حسرت جدا کردم

 

 

I LOVE YOU  MY LOVE     

I LOVE YOU                

ILOVE YOU                 

I LOVE YOU                

+نوشته شده در دوشنبه 1387/11/28ساعت20:0توسط پریناز | |

       یک اغوش میتواند در دوران

خوشی در چشن گرفتن به تو کمک کند

 

A hug helps you celebrate

When things are going great.

+نوشته شده در دوشنبه 1387/11/28ساعت19:58توسط پریناز | |

سلام

امشب اربعینه  هیچی برا اپیدن ندارم

فقط یه چیزو میتونم بگم

انشالله همه به حقه این شبه عزیز حاجت روا بشن و دسته خالی امشب و سحر نکنن

انشالله به حقه همه ی  این زیارت عاشورا خوندنا همه مریضا شفا پیدا کنن همچنین عموی مامانم که چند روزه حالش خیلی بده

امیدوارم همه همه ی گره هاشون به دسته اقا امام حسین باز بشه

خدا جونم قول میدم اگه عمو علی اکبرو خوب کنی  دیگه همیشه ی  همیشه ی همیشه دعا کنم

همیشه کارا ی خب بکنم خدا جونم این همه اشک و بی جواب نذار

تو رو بحقه سید الشهدات  هیچ کسو دل شکسته نزار  هر کی میاد دلش شکستس خوبش کن خدا جونم دوستت دارم

+نوشته شده در یکشنبه 1387/11/27ساعت20:49توسط پریناز | |

دوستای عزیزم بازم سلام

همتون که خوب هستین  راستش هدف من از اپیدنم این بود که اعلام کنم این وبلاگ از حالت دپسردگی میخواد دراد و یه جورایی اکتیو بشه و یه نموره بره تو مایه هایه علمی امیدوارم موفق بشم  شما دوستای گلم هم کمکم کنین از اقا سیاوش ب... هم ممنون ولی اگه یه نظر در مورد تغییر وبلاگم میدادی خوب میشد به هر حال من منتظر نظرا و انتقادای سازنده ی شما دوستان سازندم هستم

امیدوارم موفق باشین

+نوشته شده در یکشنبه 1387/11/20ساعت15:9توسط پریناز | |