تبليغاتX
نوشته هایه سوخته ی من

نوشته هایه سوخته ی من

.................../////////////////........................

moment in life

 

there are moments in life when you miss some one so much

گاهی در زندگیدلتان به قدری برای کسی تنگ میشود

 

that you justwant to pick them from your dream

که میخواهید او را از رویاهایتان بیرون بیاورید

 

and hug them for real

و رویاهای خود را در اغوش بگیرید

 

when the door of happiness closed another opens

وقتی در شادی بسته میشود خیره میمانیم

but often timeswe look so long at the close door

ولی معمولا انقدر به در بسته شده خیره میمانیم

that dont see the one wichhas opened for us

که دری را که برایمان باز شده نمی بینیم

 

 

dont go for looks perhaps decieve

به دنبال ظواهر نرو. شاید که فریب بخوری

 

dont go to for wealth. even that fades away

به دنبال ثروت نرو این هم ماندنی نیست

beacuse it takes only a smile to

چون فقط یک لبخند می تواند

make a dark day seem bright

شب سیاه را نورانی کند

find the one that makes your heart smile

کسی را پیدا کن که دلت را بخنداند

dream what you want to dream

هر چه میخواهی ارزو کن

beacuse you have only on life

چون فقط یک بار زندگی میکنی

and one chance to do all the thing

و فقط یک شانس داری

you want to do

برای انچه انجام میدهی

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1389/08/12ساعت 12:35  توسط پریناز  | 

 

چگونگی پیدایش زمین و حیات بر روی آن

چگونگی پیدایش زمین

اکثر دانشمندان (دکارت و کانت و لاپلاس و بوفون.) زمین شناس و علمای هیئت معتقدند که حدود 15 میلیارد سال قبل بر اثر عبور ستاره ای از نزدیک خورشید انفجاری عظیم در آن بوجود آمد و گازهائی بصورت تکه های متراکمی از آن جدا شدند و در فضا با حرکت دورانی بگردش در آمدند و در نتیجه سیاره های منظومه شمسی بوجود آمدند که زمین یکی از این پدیده ها است. میلیونها سال طول کشید تا زمین با دور شدن از خورشید از حالت گاز بصورت جامد و بشکل امروزی در آید(حدود 5 میلیارد سال پیش)

در طول مدت 200 میلیون سال مولکولهای ئیدروژن و هلیوم در فضای اطراف زمین پراکنده شدند و سپس بر اثر تراکم مولکولهای ئیدروژن و اکسیژن آب بوجود آمد و بصورت باران بر زمین باریدن گرفت و زمین در زیر قشری از آب قرار گرفت بر اثر فشارهای درونی بر رسوبات پوسته زمین خشکی های امروزی در طول دورانهای مختلف زمین شناسی سر از آب بیرون آوردند ( که در بخش بعدی به این دورانها اشاره شده است) اولین بار نباتات در زمین روئیدند و این وضع میلیونها سال ادامه داشت سپس موجودات دیگری بتدریج در زمین پدیدار گشتند.

اجزای تشکیل دهنده کره زمین:

الف: پوسته خارجی یا لیتوسفر که ضخامت آن بین 5 الی 50 کیلومتر بوده و مهمترین عناصر تشکیل دهنده آن رسوبات و سنگهایی هستند که از مواد کانی مختلفی مانند اکسیژن – کربن – آهن – کلسیم – سیلیکون – آلومنیوم – منیزیم – سدیم – ئیدروژن –و... بوجود آمدند.

ب: جبه یا زیرپوش یا منتل یا گوشته: در زیر پوسته قرار گرفته و مواد در آن بصورت خمیری شکل میباشند این مواد که به ما گما معروفند بر اثر عمل آتشفشانی بر روی زمین آمده و تشکیل سنگهای آذرین را میدهند ضخامت این لایه حدود 2900 کیلومتر است..

ج: قسمت مرکزی زمین بنام هسته نامیده میشود که شامل دو لایه هسته خارجی (2100کیلومتر) و هسته داخلی (1370کیلومتر) است اکثرا دارای ترکیبات آهان و نیکل میباشند..

درجه حرارت مرکزی زمین به 5530 درجه میرسد و تمام مواد موجود در آن گداخته اند.

جرم زمین( 21به توان10*6/6 ) تن و چگالی آن نسبت به آب 5/5 میباشد(5/5 برابر از آب سنگینتر است) که بیشترین چگالی را در بین سیارات منظومه شمسی دارا میباشد.

پیدایش حیات و تغییرات در کره زمین به تفکیک دوره های زمین شناسی

دوره های زمین شناسی را از نظر طول مدت زمان بشرح ذیل طبقه بندی کرده اند:

دوران

دوره

تقسیمات دوره ای

طول تقریبی دوران

سنوزوئیک

(حیات جدید)

کواترنری

هولوسن

پلئستوسن

عصر حاضر

ترشیاری

پلیوسن

میوسن

الیگوسن

ائوسن

پالئوسن

65 میلیون سال

مزوزوئیک

(حیات میانی)

کرتاسه

ژوراسیک

تریاس

 

160 میلیون سال

پالئوزوئیک

(حیات قدیمی)

پرمین

کربونیفر

دونین

سیلورین

اوردوویسین

کامبرین

 

345 میلیون سال

پرکامبرین

(پیش از حیات)

پروتروزوئیک

آرکئوزوئیک

   

اینک خلاصه ای از پیدایش انواع گیاهان و جانوران را در هریک از ادوار زمین شناسی بررسی میکنیم.

نام دوره

بیان پیدایش و تحولات حیات (گیاهان و جانوران)

پرو تروزوئیک

(از دوران پر کامبرین)

Pre – Cambrian

احتمالا گیاهان و جانوران ابتدائی و ساده آبزی (مانند جلبکها) وجود داشته اند اما آثار و بقایای (فسیل) معتبر و مستدلی بدست نیامده است.

کامبرین

Cambrian

زندگی محدود به دریا ها بوده جلبکها منبع اصلی تغذیه جانوران دیگر بوده اند. آثاری که نشان دهنده وجود کرم ها خرچنگها و بلوطهای دریائی و تری لوبیتها (فراوانترین جانوران این دوره) میباشند در دوره کامبرین مشاهده گردیده است.

اوردوویسین

Ordovisian

بعلت شرایط نامساعد آب و هوائی در روی سطح زمین زندگی هنوز محدود به آبها است در خشکی زندگی وجود ندارد بی مهرگان دریائی پا بر سران (مانند اختاپوس) نرم تنان نمونه های حیات این دوره اند نخستین مهره داران بنام ماهیهای اولیه در این دوره بوجود آمده اند.

سیلورین

Silurian

نخستین گیاهان در خشکی ظاهر میشوند تنوع بی مهرگان دریائی ادامه میابد کرینوئیدها و مرجانها فراوان بوده اند اجداد غقربهای اولیه که شاید نخستین جانوران خشکی بوده باشند پیدایش مییابند.

دونین

devonian

گیاهانی از تیره پنجه گرگی ها مخروطیان پدیدار و گسترش یافتند تنوع این نباتات در خشکی باعث سر سبز شدن زمین گشت و جانوران در خشکی پدیدار گشتند مانند دوزیستان حشرات (فراوانترین جانوران این دوره ) عنکبوتیان در آب ها ماهیهای زره دارو کوسه ها بوجود آمدند.

کربونیفر

Carboniferous

رشد سرخسهای غول پیکر تنوع و ازدیاد پنجه گرگی ها و دم اسبان از ویژگی های گیاهی این دوره است کرینوئیدها روزن داران و کوسه های تکامل یافته از موجودات دریائی عمده این دوره میباشند دوزیستان به گسترش خود ادامه میدهند حشرات گوناگون و درشت بوجود میایند خزندگان نخستین موجوداتی هستند که در خشکی زاد و ولد میکنند(مانند دیمترودون).

پرمین

Premian

تغییرات شدید و غیر قابل تحمل آب و هوائی این دوره باعث از بین رفتن بسیاری از گیاهان و جانوران گردید فقط تعدادی که توانستند خود را با این شرایط آب و هوائی وفق دهند تنوع یافتند (مانند مخروطیان و حشرات) ظهور انواع خزندگان انحطاط دوزیستان از ویژگی های حیات این دوره است.

تریاس

(تریاسیک)

Triassic

مخروطیان و سرخسها و دم اسبیان گسترش یافتند. نرم تنان و شکم پائیان و مرجانهای واقعی در دریاها تنوع یافتند. از ویژگیهای مهم این دوره ظهور خزندگان عظیم بنام دینوزورها میباشد دینوزور (دایناسور) ها که بنام سوسمار ترسناک ترجمه شده اند هیکلی بینهایت درشت و دمی بلاند و قوی و سری بسیار کوچک داشته اند وزن دینوزور (برو نتو ساروس) را تا حدود چهل هزار کیلو تخمین زده اند.

ژوراسیک

Jurassiic

تنوع جانوران زمینی بر دریائی در این دوره مشهود است خزندگان گوناگون زمینی و دریائی و پرنده پدیدار میگردند (از معروفترین خزندگان پرنده که سری عظیم و بالهائی حدود 6 متر داشته است پتروداکتیل را میتوان نام برد) پدیدار شدن و کثرت حشراتی مانند زنبور و مورچه و مگس از ویژگی های این دوره است. گیاهانی به نام سیکاسها در این دوره به اوج رشد و تکثیر خود رسیده اند.

کرتاسه

Cretaceous

از مهمترین ویژگیهای این دوره تنوع و ظهور گیاهان جدید مانند گیاهان دانه دار – درختان برگ ریز علفها و غلات میباشد. ظهور پستانداران کیسه دار و جفت دار و از بین رفتن خزندگان پرنده و دینوزور ها از دیگر مظاهر حیات در این دوره میباشد.

پالئوس

Paleocene

گیاهان دانه دار و درختان برگ ریز جنگلها را بوجود می آورند زمین پوشیده از علف و سبزه میشود پیدایش تمساح ها و پستانداران خونگرم منجمله حیوان کوچکی شبیه به اسب و انحطاط کامل نسل خزندگان غول پیکر در این دوره بوده است.

ائوسن

Eocene

تغییرات چندانی در گیاهان بوجود نمیآید. اجداد بسیاری از پستانداران مانند فیل کرگردن خوک و گاو و مهمتر از همه شبه اسبی بنام eohippus ظاهر میشودند. پیدایش نخستین پستانداران آدم نما را به این دوره نسبت میدهند.

اولیگوسن

Oligocene

از تعداد گیاهان تنومند و وسعت جنگلها کاسته میشود اما علفزار ها و مراتع گسترش مییابند اجداد گربه ها و سگها ظاهر میشوند گوشتخواران واقعی و جویندگان پدید میآیند شتر خوکهای قوی هیکل (elotherus) گاو کوهان دار (bison) و میمونهای راست قامت پیدایش مییابند.

میوسن

Miocene

جنگلها بشدت کاهش مییابند اما علفزارها و مراتع با تکامل جانوران چرنده وسعت پیدا میکنند تیره های سگ و گربه بشدت رشد و افزایش مییابد. در افریقا و آسیا و اروپا میمونهای آدم نما (یا انسان هایدلبرگ) پدید میآیند(25 میلیون سال پیش)

پلیوس

Pliocene

پیدایش تیره های جدید گیاهان شبیه به گیاهان امروزی – تنوع و تکثیر قابل ملاحظه پستاندارن پیدایش نخستین اسب شبیه به اسب امروزی بنام protohippus از ویژگیهای این دوره است. آدم نمایان اولیه احتمالا در این دوره ابزار سنگی ابتدائی بکار برده اند.

پلئیستوسن

Pleistocene

بعلت تغییرات شدید آب و هوائی مجددا بسیاری از جانداران منقرض یا تغییر مکان داده اند. فیلهای واقعی و گاوها و اسب امروزی equs ظاهر میشوند آدم نخستین از افریقا به آسیا و اروپا گام مینهد.

هولوسن

Holocene

گسترش مجدد جنگلهابخصوص در سراسر اروپا – تنوع گیاهان امروزی از نظر حیات گیاهی در این دوره قابل ذکر است – اهلی کردن حیوانات وکشت گیاهان و بدست آوردن مواد غذائی از آنها توسط انسان از ویژگیهای مهم این دوره است . حیوانات دریائی امروزی بوجود میایند و انسان به نیمکره غربی مهاجرت میکند.

 

برای اینکه جعل اثر نشه از دوست محققمون که این مطالبو در یه سایتی که ادرشو یادم رفت تشکر میکنم

(اسمش محقق بود)

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/10/23ساعت 15:38  توسط پریناز  | 

این گرد گرد چرخ کهن گشت و گشت و گشت

بر کام ما نگشت و نکردیم کاری که چرخ نگردد

گوئی روزهای معرکه در خواب بوده ایم

اما.....

اکنون که برخاسته ایم

گر چرخ گردون به کام ما نگردد

کاری کنیم تا نگردد

 

(( نگفته ندارد کسی با تو کار ولیکن چو گفتی دلیلش بیار))

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/10/01ساعت 9:55  توسط پریناز  | 

یادمان باشد

یادمان باشد شاید سالها بعد

در گذر جاده های بی تفاوت

از کنار هم گذشتیم بگوییم 

این غریبه چقدر شبیه خاطراتم بود

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/10/01ساعت 9:46  توسط پریناز  | 

دوستای عزیزم و داداش گلم  سلام

یه سلام بعد ۵ ماه

نتونستم بیام یعنی نشد به دلایلی.....

دلیل اولش این بود که اپانتیسمو عمل کرده بودمو خانواده اجازه ی نشستم پشت نتو نمیدادن

در واقع تابستونم  خراب شد

دلیل دومش  هم  به خاطر این بود که یه موجوده جانداره دوپا یه جورایی منو پیشه الفوریا بد کرد

یعنی امارمو  گرفت و یه سری حرفای دری وری و چرت و پرت هم  پشت من گفت و  رفت

حالا بیخیال که چقدر رو اعصابم پیاده روی کرد و  با احساسات من بازی کرد

ولی نکنین این کارو به خدا اخرو عاقبت نداره چی بهتون میرسه بیاین  عقده گشایی کنین و با ابروی مردم بازی کنین؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

به هر حال باز برگشتم هنوز زنده ام و نفس میکشم و تا نفس میکشم میتایپم

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/08/19ساعت 11:46  توسط پریناز  | 

اگر........!

 

اگر روزی به سراغ من امد بگویید کاش هیچ وقت نمی رفتی

یا اگر رفتی کاش زود برمی گشتی

به او بگویید دیر امدی خیلی دیر

وقتی از دنیا رفتم

               چشمانم را باز بگذارید تا همه بفهمند که تا اخرین لحظه منتظر بودم

وگر او هنوز عاشقم بود

            او را به قبرستان بیاورید و از او بخواهید  تاپایش را بر روی قبرم بگذارد

                           تا روحم ارام گیرد

اگر فانوس بالای قبرم رو به خاموشی بو د

                               به او بگویید با اشک چشمانش به او جان بخشد

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/08/19ساعت 11:31  توسط پریناز  | 

مرور خاطرات

 

در هجای رفتنت

دل به هیچ واژه ای نبستم

باز هم فقط تویی

که می پرستمت

گر چه در مرور خاطرات تو

حسی از حضور ناب دوست داشتن

در خطوط قلب اسمانیت ندیدم

ولی من از

عاشقانه های بودنت

باوری نخواستم

غیر مهربانی قشنگ چشمهای تو

خنده های نگاه اشنای تو

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/08/19ساعت 11:18  توسط پریناز  | 

لحظه ی دیدار

ای شبانگاه نوازشگر تو

     تا سحر چشم تو در خواب

              ولی من به تماشای تو بیدار

 

به سفر باید رفت

     من ولی منتظر حادثه ی دیدارم

من برای شب تنهایی تو

         گل شب بو گل سرخ خواهم چید

چیست دلتنگی تو؟

   روز دیدار که از راه برسد

            بین صدها گل شب بو . گل سرخ

                                    من تو را خواهم دید

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/08/19ساعت 11:4  توسط پریناز  | 

خدایا......!

خدایا مرا به ابتذال ارامش و خوشبختی مکشان

اضطراب های بزرگ و غم های ارجمند و حیرت های عظین را به روحم عطا کن

لذن ها را به بندگان حقیرت بخش و دردهای عزیز را بر جانم ریز

خدایا به من توفیق تلاش در شکست

صبر در نومیدی رفتن بی هموار

جهاد بی سلاح کار بی پاداش

فداکاری در سکوت دین بی دنیا

مذهب بی عوام عظمت بی نام

خدمت بی نان  ایمان بی ریا

تنهایی در انبوه جمعیت

و دوست داشتن بی نکه دوستم بدارند

 روزی کن

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/08/13ساعت 16:32  توسط پریناز  | 

when.....

When you are a lone think to  a bout things that  are your life every

 Every Where you  want think to a bout why you want them

And

Every time you  be love think to this that you whay be love

What your love

And

you arrived to this ......that you are mankind

And

 you  are  it selfe  to love

+ نوشته شده در  جمعه 1388/03/29ساعت 15:0  توسط پریناز  | 

**پروانه به دور شمع چرخید و بال و پرش سوخت/بیچاره از این عشق فقط سوختن اموخت

**پاکدل باش تا دلها را پروانه ی خود کنی

**اگر ماه بودم به هر کجا که بودم سراغ تو را از خدا میگرفتم/اگر سنگ بودم به هر کجا که بودم سر رهگذار توجا میگرفتم/

اگر ماه بودی به صد ناز شاید شبی بر لب بام ما مینشستی/و اگر سنگ بودی به هر کجا که بودی مرا می شکستی

**در ساحل محبت کلمه ای که لایق  تو باشد نیافتم امیدوارم زیر سایه پروردگار قشنگ ترین لحظه هایت را سپری کنی و هرگز لحظاتت رنگ غم نگیرند

**گل بگو تا بهترین گل ها تقدیم تو باشد

**در میان رو یاترین  رویاهایم دنبال رویایی میگردم  که مرا به رویاهایم برسد

**از تو ای دوست دلم غافل نیست/این که در قلب من است تو هستی دل نیست

**از دیروز که گذشت هیچ  از او یاد مکن /فردا که نیامده است فریاد مکن/بر نامده و گذشته بنیاد مکن/حالی خوش باش عمر بر باد مکن

**تا وقتی که خورشید و ماه در اسمانند و به من فرصت نفس کشیدن را میدهند و قدرتی را میبخشند تا قلبم به امید رسیدن به تو ضربان خود را ادامه دهند و برای تو  دیدن تو بتپد

**تو را گر ز حال من خبر نیست/مرا غاز عق تو هرگز حذر نیست/قسم به موج دریا که جز فکر توام فکر دگر نیست

**هزاران گل سرخ سلام همراه قلب بی قرارم تقدیم به توکه یادت در فکرم  عشقت در قلبم و عطر تو در میان لحظات زندگی ام جاری است

**زندگی انقدر عجیب نیس که شما تصور کنید ان قدر عجیب است که نمیتوانید تصور کنید

**هدیه ای برای تو دارم قبل از این که بیای پایین عددی انتخاب کن1.2.3.4.5 ولی خواهش میکنم از هدیه ای که انتخاب میکنی

مواظبت کن.1-قلبم.2-روحم.3-جانم.4-چشمم.5-عشقم

**پرسید به خاطر چه زنده هستی؟ با این که دلم فریاد میزد به خاطر تو با یه بغض غمگین گفتم به خاطر هیچ

ازش پرسیدم تو به خاطر چه زنده هستی؟در حالی که اشک در چشمانش جمع شده بود گفت به خاطر کسی که به خاطر هیچ زنده است

**اندازه نگه دار که اندازه نکوست/ هم لایق دشمن است هم لایق دوست

**عشق یعنی چون خورشید تابیدن بر شب های دوست/ چون برف ذوب شدن بر غم های دوست

**کاش یادم نرود روی ان نقطه ی پررنگ  بزرگ/بین بی باوری ادم ها یک نفر میخواهد با تو همراه شود/نکند کنج هیاهو بروم از یادت

**سلام نازنین باز نامه دادم نمیره قصه عشقت  زیادم/نشستی کنار این دل من/نرنجیدی ز حرفای دل من

**مثل قناری هر شب هوایت  میکنم/ اسمان کوچکی دارم ان هم فدایت میکنم

**هنوزم اگر تو شب هات ماه و داری/ من اون ماه و دادم به تو یادگاری

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/03/21ساعت 16:11  توسط پریناز  | 

مرا به یاد اور..........

 وقتی که سپیده دم با بیم و هراس دریچه ی کاخ جادوی خود را بر روی خورشید بامدادی میگشاید مرا به یاد اور

وقتی که شب غرق در رویایی دور و دراز دامن کشان  زیر حجاب سیمین خویش میگذرد از من یاد کن.......

هنگامی که نزدیکی  لحظه ی وصل  دل در سینه ات به تپش در ارد و سایه  روشن  و سایه روشن غروب ترا

 به رویای دلپذیر بر شامگاهان  دعوت کند گوش به سوی جنگل فرادار تا بشنوی که صدایی اهسته زمزمه میکند:

مرا بیاد اور.......مرا به یاد اور.....

دلدار من تا وقتی که دل در برم بتپد قلب من به تو خواهد گفت: مرا به یاد بیاور

زمانی که دل شکسته ی من برای همیشه در زیر خاک سرد ارمیده باشدو بوته ی گلی دور از گلهای دیگر

ارام ارام بر روی گور من بشکفد مرا به یاد اور

مرا به یاد بیاور ان روز دیگر از من نشانی در جهان نخواهد  بود اما روح جاودانی من همچون دوستی وفادار

 به نزد تو خواهد امد و در خاموشی شب اهسته در گوشت خواهد گفت:

مرا به یاد اور.........مرا به یاد اور......

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/03/21ساعت 15:58  توسط پریناز  | 

نگاه  کن که غم درون دیده ام

چگونه قطره قطره اب میشود

چگونه سایه ی سیاه سرکشم

اسیر دست افتاب میشود

نگاه کن

تمام هستیم خراب میشود

شراره ای مرا به کام خود میکشد

مرا به اوج میبرد

مرا به دام میکشد

نگاه کن

تمام اسمان من

پر از شهاب میشود

تو امدی زدورها و دورها

زسرزمین عطر ها و نورها

نشانده ای مرا کنون به زورقی

ز عاج ها زابر ها بلور ها

مرا ببر امید دلنواز من

ببر به شهر شعر ها و شورها

به راه  پر ستاره میکشانیم

فراتر از ستاره مینشانیم

نگاه کن

من از ستاره سوختم

لبالب از از ستارگان  تب شدم

چو ماهیان سرخ رنگ ساده دل

ستاره چین برکه های شب شدم

چه دور بود پیش از این زمین ما

به  این کبود غرفه های اسمان

کنون دوباره به گوش من میرسد

صدای تو

صدای بال برفی فرشتگان

نگاه کن که من کجا رسیده ام

به کهکشان  به بیکران  به جاودان

کنون که  امدیم تا به اوجها

مرا بشوی با شراب موجها

مرا بپیچ در حریر بوسه ات

مرا بخوان در شبان دیر پا

مرا دگر رها مکن

مرا از این ستاره ها جدا مکن

نگاه کن که موم شب  براه ما

چگونه قطره قطره اب میشود

صراحی سیاه دیدگان من

به لای لای گرم تو

لبالب از شراب خواب میشود

به روی گاهواره های شعر من

نگاه کن

تو میدمی و افتاب میشود

فروغ فرخزاد

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/02/09ساعت 19:5  توسط پریناز  | 

میخوام همه ستاره ها بیان بشینن رو زمین

تو بشی تاج سره من اونا برات بشن نگین

ستاره فرشت میکنم ماه و چراغ خونتون

تورو خدا امشب نرو امشبو پیشه من بمون

سردی  برف و بارونه   نبودنو   ندیدنت

خورشیدو تاریک میکنه تو زندگیم خندیدنت

این همه عاشقونه  رو  کی  به  تو  داده نازنین

این همه عاشق کی داره تو کوچه پس کوچه کمین

تنت چه رویایی شده برای شب تا به سحر

غمت چه دنیایی شده برم از اینکه بی خبر

صدات چه غوغایی شده تو گوش دیوونه دلم

همین روزاس از عشق تو از دیارتون برم

چه بی صداس شکستنه این همه احساسه غریب

اون که دلم دوسش داره رفتو نگاهمو ندید

رقصای پروانه و شمع که این روزا قدیمیه

رقص ستاره های روز تو خونه ها رو چینیه

تو که تو روز و  شب من ستاره و ماه منی

یه بار بگو دوسم داری یه بار بگو ماله منی

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/02/09ساعت 11:2  توسط پریناز  | 

مرور خاطرات

 در هجای رفتنت

دل به هیچ واژه ای نبستم

باز هم فقط توئی

که میپرستمت

گر چه در مرور خاطرات تو

حسی از حضور ناب دوست داشتن

در خطوط قلب اسمانیت ندیده ام

ولی من از

عاشقانه ها ی بودنت

باوری نخواستم

غیر مهربانی قشنگ چشمهای تو

خنده های نگاه اشنای تو

 

 

شایا

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/02/09ساعت 10:55  توسط پریناز  | 

 ای رفیق نیمه راهم             به سلامت سفر تو

      سفرت به خیر عزیزم        نبینم هیچ وقت غمت رو

         تو به من طعنه زدی             رفتی بی من جازدی

    حالا این شعرای منو          ببین چه ساده میشنوی

         میتونم بی تو بمونم          موندنم بی تو محال نیس

        توی دنیای دو رنگی        غیر ممکن غیر ممکن نیس

             سلام داغ منرو               برسون به اون رقیبم

             بدون تو این غریبا            بخدا منم غریبم

                 قافیه های شعرام             هر چی کنم جور نمیشه

                 فدای تو شعر ماله تو            ردیف و قافیه چیه؟!

                   تو خودت یه شعر نابی           از غزل غزل گریستن

                         توی تنهایی شبهام             معنی خوب یه بودن

                      گریه هام پیشکش چشمات        میخورم همه غمت رو

                            دل سوزوندن کار تو شد        اشکال نداره عزیزم توهم برو

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/02/09ساعت 10:53  توسط پریناز  | 

سلام دوستان عزیز

بعد از حدوده یه ماه باز برگشتم  ببخشید وقت نداشتم بیام اپ کنم

ولی اینبار دسته پر اومدم با کارای خودم اون قبلیه هم از خودم بود

 ولی طرحش و ملودیش از اهنگ ایس بویزه حالا کارایه دیگه ای هم دارم

که به انتقادا و نظرایه خوشگل و مهربونانه ی شما دوستان گل هم نیاز داره

راستی  عید باستانی رو هم پساپس تبریک میگم

به هرحال ماهی رو هر وقت از اب بگیری تازس منم بعد از عید این اولین اپمه

دنیا را برایتان شاد و شادی را برایتان دنیا دنیا ارزومندم

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/02/06ساعت 10:57  توسط پریناز  | 

شب اخر

شب ساکت از حضورت شب مهمونی اخر

تو منو گذاشتی رفتی برو عشقم به سلامت

توئی اون گمشده ی من تویه جاده های تاریک

منم اون همسفره تو تویه جاده های باریک

حالا من موندم و عشقم که اونم عمری نداره

بیا برگرد و بمون که دلم طاقت نداره

توی کوچه های تاریک دارم دنبالت میگردم

تو بیا ای نازنینم بی تو من خالی و سردم

بغض ساز خاطراتت منو از دلم جدا کرد

دلمو شکوندو برد و تا همیشه بی صدا کرد

بغض خفته ی گلومو خفه تر کرد توی سینه

میدونم خدا میخوادش سرنوشت من همینه

حالا من موندم و اشکام  یه شب پر از ستاره

حتی توی خواب من هم نمیای تو ای ستاره

شب تاریک بی مهتاب تا سحر جون میبازه

چشمای خیس من انگار تا سحر میخواد بباره

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/02/06ساعت 10:32  توسط پریناز  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/12/20ساعت 17:5  توسط پریناز  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/12/20ساعت 17:4  توسط پریناز  | 

سلام دوستان

بازم من اومدم ای کاش برا تبریک میومدم ولی چی کار کنم که مجبورم برا عرض تسلیت بیامو ....

تارا جان ابجیه خوشگلم دوسته خوبم نمیدونم چجوری باهات ابرازه همدردی کنم

به خدا نمیدونم

فقط اینو میدونم این دنیا سرای باقی نیس

همه باید برن بازم بهت تسلیت میگم امیدوارم دیگه ایندفعه غم اخرت باشه

غمه از دست دادن عزیزا خیلی سخته خیلی اونم پدر بزرگ...عمه...و دختر عمه

به تو و خونواده عزیزت به مامانه مهربونت تسلیت میگم عزیزم

میتونی رومن حساب کنی گلم

من همه جوره در خدمتتم

امیدوارم تا عید و بعد اون و هیچ وقته دیگه هیچ غمی برا هیچکی پیش نیاد

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/12/19ساعت 18:52  توسط پریناز  | 

مشق عشق

هر شب مشق هایم را با این عنوان اغاز میکردم

 

 

                 به نام انکه اگر حکم کند همه محکومیم

 

مینوشتم از حکم و حکومی و محکومیت

 

از حکومت عشق و محکومیت به دلدادگی و حکم به جدایی

 

نمیدانم کدامین قاضی اغاز عشق و دلدادگی را با جدایی به سرانجام میرساند

 

خوب با خودم میگویم قضات برای جدایی اند جدایی دو خسته ولی کدامین قاضی

 

 به کدامین گناه برای دو دلداده عاشق و خسته این حکم را میبرد این انصاف نیست

 

مینوشتم از روزهایه خاکستری و بر باد رفته از روزهایه مهتابی و شبهای افتابی

 

مینوشتم از تنافض و تضاد.از سوز وساز روزگار که با هر نوایش باید رقصید

 

مینوشتم

 از درد که از هر طرف که بنویسی باز هم درد است

 

از دل پر از دله پره از خالی از همه چیزو به انها فکر میکردم.

 

چقدر تناقض بینرویاها و واقعیت وجود  دارد.

 

از خواب میپرم و مینویسم از رویاهایم که رویایند و بس.چشمانم را به روی

 

واقعیت میبندم

 

تا رویاهایم را خط خطی نکنند.

 

مینوشتم از هزار و یک حرف ناگفته هزاران نامه ی پست نشده و از بغض خیسی

 

که با جاری کردن

 

باریکه ی اشک خودنمایی میکنند

 

از نافرجام بودن یک قصه از پیروزیه جدایی بر پیوند و در اخر مینوشتم از خودم 

 

و از خودم

 

نوشتم و نوشتم و نوشتم و باز هم نوشتم از همه چیزو هیچ چیز از همه کسو هیچ

 

کس و در اخر از خدا

 

 و تنها بودنش از یگانه بودنش از غریبنوازیه اشنایانه غریبه .

 

از پروانه های زیبا که پس از درامدن از پیله و پریدن به جرم هیچ چیز باید بمیرند

 

پروانه! چقدر زیباست این موجوده کوته عمر که به دور معشوقه اش میچرخد

 

میچرخدو میچرخد

 

میسوزد ومیسوزدو میسوزد ودر اخر فقط یک بار میمیرد وشمع در حسرت

 

دیدارش یا از اهه

 

این عاشقه دیوانه اب میشود و اب میشود و اخر خاموش میشود

 

دگر از هیچ چیز نمینویسم و انتهایش را اینچنین به پایان میرسانم

 

 

اگر میخواستم مجازاتت کنم  مجبورت میکردم همانقدر که دوستت

 

دارم

 

 دوستم داشته باشی

 

 

و ستاره ها می امدند و مشق عشقم را خط میزنند و نمره میدهند

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/12/18ساعت 20:46  توسط پریناز  | 

شب میلاد تو ای یار

شب میلاد تو ای یار!مرا-شب غمگینی بود

 

خانه با یاده تو از گل لبریز

 

همه جا پرتو ی لرزنده ی شمع

 

دوستانت همه شاد

 

عاشقانت همه جمع

 

لیک در جمع عزیزان

 

تو نبودی افسوس

 

همه با یاده تو در طیف نور

 

خانه در گل مستور

 

همه جا شعله ی نور

 

یاده شیرین تو در موج نشاط

 

عکس زیبای تو در جام بلور

 

لیک در جمع عزیزان

 

تو نبودی افسوس

 

همه با یاده تو خندان بودند

 

و من خانه به طوفان داده

 

در میان همه گریان بودم

 

شمع همراه دل من میسوخت

 

و کسی اگه از این راز نبود

 

چه کنم؟بی تو دره شادی ها

 

بر دلم باز نبود

 

شمع هم گریان بود

 

لیکن ای معنی عشق!

 

اشک دلداده کجا

 

من کجا به دله تنگ

 

شادی جمع کجا

 

چه شب تلخی بود

 

شب تنهایی من

 

من که در بستر غم ها بودم

 

من که از اشک غریبانه

 

چو دریا بودم

 

تو ندانی که چه تنها بودم

 

ای کاش میدانستی

 

شب میلاد عزیزانت ای یار

 

من به اندازه ی چشمان همه مردمه شهر

 

گریه کردم در خویش

 

گریه ام بدرقه ی راهت باد

 

شب میلاده تو من بودم و اشک

 

من که از اشک غریبانه

 

 چو دریا بودم

 

اه ای معنیه عشق!

 

 تو ندانی که چه تنها بودم

 

+ نوشته شده در  شنبه 1387/12/17ساعت 19:44  توسط پریناز  | 

یادگاری

از خدا پرسيدم:خدايا چطور مي توان بهتر زندگي کرد؟ خدا جوب

داد:گذشته ات را بدون هيچ تاسفي بپذير،با اعتماد زمان حال ات را

بگذران و بدون ترس براي آينده آماده شو.ايمان را نگهدار و ترس را به

گوشه اي انداز .شک هايت را باور نکن و هيچگاه به باورهايت شک

نکن.زندگي شگفت انگيز است فقط اگربداني که چطور زندگي کني

 

یه یادگاری از اقا فرید(انتظار خورشید)که دلم نیومد نزارمش تا شما هم

بهره بگیرید۰ممنون اقا فرید

+ نوشته شده در  شنبه 1387/12/17ساعت 19:42  توسط پریناز  | 

دل و .......

هم شعر هم ترانه چه زیبا سروده ای

                    چیزی   شبیه  درد  دل  ما سروده ای

یک نغمه یا که گوشه ای از درد من نبود

                   گویی  مرا   ز  درد    سراپا   سروده ای

امشب  درون خود به تفکر نشسته ام

                   شعری  برای  این  دل  تنها  سروده ای؟

هرجا که می روم غم تنهاییم ز پی

                 ما خود سروده ایم  چه بی جا سروده ای!

این قصه های کهنه به دردم گواه نیست

                   اینها    برای    مردم   دنیا     سروده ای

شعری بگو که خنجرش از پشت می خورد

                  شعری که تشنه  بر لب  دریا سروده ای

شعری بگو که غصه ی من مو به مو در آن

                   روشن  نه  با اشاره و ایما سروده ای

امروز  اعتماد  من  آسان  شکسته اند

                 شعر از  برای  مردم  فردا   سروده ای؟

نغزی  بجان   رسید ولی  آرزو نکرد

                 از  منشیان   دفتر    بالا    سروده ای

                 

+ نوشته شده در  شنبه 1387/12/17ساعت 15:29  توسط پریناز  | 

Where ever  you are with me

            I am happy

 

 

هر کجا تو با منی خوشحالم

+ نوشته شده در  شنبه 1387/12/17ساعت 15:27  توسط پریناز  | 

خدا جونم

خدا جونم تو پاکی وقتی بندت گناه میکنه تو شرمنده میشی  تو

 

بخشنده ای

 

خدا جونم  اینکه من تورو دوست دارم دوستم داری با اینکه تو

 

بی نیاز منی حالا من چجوری دوست نداشته باشم که تو منو

 

دوست نداشته باشی

 

خدا جونمن غریبم و یاد تو هم غریبه و من با یاد تو اروم 

 

گرفتم چون که غریب با غریب الفت میگیره و اروم میشه

 

 

خدای من از بهترین داده هات  مهربونیه تویه خداونده و قشنگ

 

ترین حرفا از زبون این بنده گناهکار ستایش توست و و دوست

 

داشتنی ترین وقت ها برای این بنده ی بیچاره گناهکار دیدار

 

توست

 

خدای خوبم من لیاقت بهشتو ندارم طاقت جهنم هم ندارم حالا

 

بخشندگی و مهربونی با توست

 

خدا جونم اگه فردا گفتن چی اوردی؟ چی بگم؟!! میگم خداوندا

 

از زندان موهایه پریشون و شلخته ولباسی فرسوده و کهنه و

 

دنیایی از غم و خجالت مرا بیرون بیار . منو پاک کن و لباسی

 

پاک از جنس خودت بفرست و نپرس از من از اونچه  که تو

 

رو ازرده خاطر میکنه

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/12/12ساعت 20:26  توسط پریناز  | 

سلام

سلام دوستان

 

از اینکه به خونه سوت و کور من سرزدید ممنون

 

اول از همه به تارای عزیزم تسلیت میگم امیدوارم غم اخرت باشه گلم

 

کار این زمونه همینجوریه تا میبینی یکی رو دوس داری زود ازت جدا میکنه خیلی بی رحمه خیلی

 

امیدوارم خدا به شما و خانواده داغ دیده صبری عظیم عنایت کنه درکت میکنم عزیزم میدونم چی میکشی به

 

وبلاگتن سر زدم خیلی متاثر کننده بود من یکی اروم نموندم وقتی به خودم اومدم که صورتم خیسه خیس از

 

 اشک بود به هر حال امیدوارم دیگه غم نبینی گلم

 

دوم اینکه بازم از تارایه عزیزم تشکر میکنم به خاطر سروسامونی که به این خونه سوت و کور داد و

 

تحولاتی که درش ایجاد کرد امیدوارم بتونم جبران کنم

 

سوم از ملیحه ی عزیز و تمام دوستانی که لطف کردن اومدن نظر دادن تشکر میکنم از اقا بهنام ال فور- اقا

 

سیاوش وهم اسمیه خوشگلم پری ناز عزیز از داداش بهنام عزیز وهمچنین از بقیه دوستان که زحمت کشیدن و

 

تشریف اوردن اگه جسارتی کردمو اسماشونو نیاوردم به مهربونی و بزرگیه خودشون ببخشن اخه خیلی

 

مهربونن به خدا

 

چهارم اینکه از همه دوستان عزیزم التماس دعا دارم اخه بازم عمو علی اکبر حالش بد شده بردنش سی سی یو

 

بیچاره تازه به بخش اومده بودا ولی بازم حالش بد شد به هر حال از همتون التماس دعا دارم  خیلی خیلی

 

محتاج دعاتون هستیم ما که خودمون یه ماهه یه روز وشب خوش نداریم بیچاره مامانم یه پاش خونس یه پاش

 

بیمارستان

 

هر چی میخوام از حالت دپسردگی بیام بیرون نمیشه اصلا موقعیت جوری نیس که بخوام اکتیو شم  اگه پستام

 

باعث دپرسیتون  میشه بازم به مهربونی خودتون ببخشین اخه اگه اینارو اینجا هم نگم دیگه میترکم

 

ببخشید سرتونو درد اوردم و چشمایه خوشگلتونو ازار دادم بازم پست میکنم

 

التماس 2عا

یا حق

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/12/12ساعت 20:8  توسط پریناز  | 

توصیه

من به چشمانم می اموزم که تنها زیبایی ها را ببیند

 

من به زبانم می اموزم که فقط زمانی انتقاد کند که راهی دیگر برای اصلاح امور وجود نداشته باشد

 

من به دستانم می اموزم تا نوازش بر سره انسانها حیوان ها گیاهان و اشیا را یاد بگیرند

 

من به پاهایم می اموزم از جایی عبور نکنند و به جایی بروند که شاهرایی برای سعادت و تکامل باشد

 

من به قلبم می اموزم  برای کسی بتپد که لایق عشق من باشد

 

من به گوش هایم میاموزم که تنها جملات مثبت را بشنوند تا از منفی بافی ها و کینه ها دور باشم

 

من به خود می اموزم که خود میتوانم معلم خود باشم به شرط انکه هر انچه را که میاموزم به نفع خود تمام کنم

 

من به دلم می اموزم که ارام و دریایی باشد تا بتوانم دیگران را در قطرات عشقم سهیم سازم

 

من به روحم می اموزم که خدایی باشد تا بتوانم سخاوت صداقت ایمان عشق خلوص پاکی نجات زیبایی و لطافت را به خود و دیگران تقدیم کنم

 

من به خود می اموزم چرا که من اموزگار خویشم

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/12/04ساعت 14:54  توسط پریناز  | 

sms

*تو به من بگو زشت  من به  تو میگم زیبا

 

بزار هر دو به هم دروغ گفته باشیم

 

 

*غضنفر سرطان میگیره هر کی میاد عیادتش میگه من ایدز دارم

 

زنش میگه مرد چرا دروغ میگی؟! میگه  میخوام بعد از مرگم هیچکی باهات ازدواج نکنه

 

 

*وقتی گفتی اندازه برگ درخت سیبه تو حیاطمون دوستت دارم

 

اونقدر خوشحال شدم که یادم رفت  زمستونه

 

 

*از دسته زمانه دائم باید تیر بخوری

 

دائم غمه ناگزیر باید بخوری 

 

صد مرتبه گفتم عاشقی کار تو نیست

 

بچه هنوز شیر باید بوخوری

 

 

 

**من ساده و بیرنگم  من عاشقه دلتنگم

 

صد بار بزنگ و قطع کن  من عاشقه تک زنگم

                                                             سارا 

 

 

 

رفیق فقط کلاغ  نه بخاطر سیاهیش  به خاطره یه رنگیش

 

معرفت فقط معرفت کرم نه به خاطره کرم بودنش به خاطره خاکی بودنش

 

صفا فقط صفایه مورچه که هر وقت گریه کرد هیچ کس اشکشو ندید

 

یه رنگی فقط یه رنگیه دیوار که هر چی مردو نامرده بهش تکیه میکنن

 

 

 

*یک خبر تاسف باری ه دستمون رسید دو تا …. شیرجه میزنن تو اب

 

میگن هر کی زودتر سرشو اود بیرون اون باید شام بده  هنوز جسد هیچ کدومشون پیدا نشده

 

 

 

*ساده بودم که تورا ساده تجسم کردم  لبخند تورا با گریه تبسم کردم

 

 

*من تازه فهمیدم تو تنها کسی هستی که مرا در جاده هایه پر پیچ و خم زندگی

 

تنهام نمیزاری و میشه بهت اعتماد کرد   ازت ممنونم لاستیکه دنا

 

 

*چشمامو رو هم میزارمو……..چیه  فکر کردی تو رو به یادم میارم؟

 

نه بابا میگیرم میخوابم

 

 

 

*یک زن و شوهر بر اثر گاز گرفتگی جان باختند  شهروندان محترم

تا وقتی بوس هست گاز چرا؟

 

                                این اس ام اسو گذاشتم تا یه نفرو ذوق زده کنم

 

 

*از پزشک قانونی زنگ زدن به ..... گفتن بابات مرده

 

میگه چرا راستشو نمیگین چه بلایی سره بابام اومده

 

 

 

*شش ماه زندونی بی ملاقاتی عرق و ابجو با هم قاطی  فکر نکنی ما لاتیم

 

ما فقط خاطر خواتیم

 

 

 

*بودنت یه جور نبودنت یه جور  تو این دنیایه جورواجور

 

دوستت دارم ناجور

 

 

 

*نبودن هیچ گاه به تلخیه فراموش کردن یک بودن نیست

 

 

 

*زندگی دو چیز به من اموخت که هیچ کدون هیچ  ربطی به تو نداره

 

 

*دوصط دارم عز سمیمه غلب  بی صواطم ولی دل که دارم

 

 

*علم ثابت کرده شکر تو اب حل میشه پس زیر بارون نرو چون شیرین ترین دوستمی

 

*دانی که چرا ز میوه ها سیب نکوست

 

نیمی رخ عاشقی است نیمی رخ دوست

 

 

*بیشتر نوابغ از دینا رفتن ابن سینا فارابی   انیشتین

 

منم که حال خوشی ندارم

 

 

 

*یه گاوه میره کلاس  زبان انگلیسی  از فرداش میگهwe  we 

 

 

*تو را دوست دارم به وسعت یک قلب  در مجذور یک عشق

 

به اضافه ی محبت منهایه کینه و نفرت در برابر جان

 

 

 

*نمیدانم چرا با انکه میدانم از ان من نخواهی شد

 

ولی با تارو پوده جان برایت خانه میسازم

 

 

 

*خدایا دوست بدار انانی را که دوستمان دارند و نمیدانیم

 

وسلامت بدار انانی را که دوستشان داریم و نمیدانند

 

 

 

*سعی کن هیچ وقت حسرت چیزایی رو مثله تیپ

 

و زیبایی خوبی و کلاس بالا رو نخوری حالا مگه  من

 

همه ی اینا رو دارم چی کار کردم

 

 

*گاهی  اوقات از نردبون میری بالا تا دستایه خدا رو بگیری

 

غافل از اینکه خدا اون پایین وایساده و نردبونو گرفته تا تو نیفتی

 

 

 

*نمی دانم تا کدامین طلوع  خواهم ماند  یا در کدامین غروب  خواهم رفت

 

ولی دوست دارم تا اخرین لحظه تو رو سره کار بزارم

 

 

*میشه یه عکستو برام بفرستی اخه میخوام ورق بازی کنم تک دلم گمشده

 

 

 

 

این پست به کمکه  سارا جان اپیده شد  بازم اگه تکراری بود به مهربونیه خودتون ببخشین

 

اگه در مواقعی به جایه اسم اشخاص یا شهری نقطه چین گذاشته شده بود خودتون پرش کنین

 

چون دلم نیومد بگمشون چون یه نوع غیبت به حساب میاد ( حالا نگید این چقد جانماز اب میکشه ) سعیده و شبنم و ندا هم کمکم کردن 

 

ازشون ممنونم

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 1387/12/02ساعت 14:3  توسط پریناز  |